تبليغاتX
هجويه سكوت

هجويه سكوت

این نوشته در جواب نوشته آقای ده نمکی است که در وبلاگ شخصیشان گذاردند. می توانید نوشته ایشان را از اینجا ببینید

جناب اقای مسعود ده نمکی : من نوشته شما را خواندم. و فیلم شما را هم دیده ام. قصدم امروز نقد فیلم شما نیست. که نقدهای بسیاری بر آن وارد است . و در نوشته های بعدی شاید اگر وقتی بود به آن می پردازم. و فقط درباره کپی کردن و تحریم فیلم توسط روشنفکرها می خواهم بحث بکنم و اینکه آیا تحریم و کپی کردن چنین فیلمهایی خوب است یا بد؟

تعجب می کنم از سخن فردی مثل شما که مدعی جبهه و جنگ هستید ولی قوانین جنگ را نمی دانید! در جنگ کشتن دشمن قتل نیست و برداشتن اسلحه و مهمات دشمن دزدی نیست!

شاید همین دلیل باشد که روشنفکر با وجود شعار آزادی بیان برای قضایایی مثل قضیه شما , گزینه تحریم فیلمهای شما را مجاز می داند.

آقای ده نمکی من فیلم شما را دیدم. شما در فیلم اخراجیهای 3 مردم ایران را مردمی جوگیر می دانید. و تفاوتی بین حزب انتخاباتی و مسابقه فوتبال نمی دانید. و طرفداری مردم را نشانه از جوگیری و تهیج آنها می دانید. فردی که به این تفکر اعتقاد دارد مطمئنا باید بداند که فروش فیلمش  هم تابع همین هیجانهای زودگذر است . و نباید فروش فیلمش را به حساب خوبی فیلمش بگذارد و مطمئنا خود شما هم این را می دانید زیراکه قبل از اکران فیلمهایتان های و هوی و جنجال راه می اندازید و سعی می کنید از این حاشیه ها ماهی بگیرید و فیلمتان را پرفروش بکنید. درواقع شما خیلی خوب مردم ایران را شناختید. مردمی که یک روز با سخنی به نام " من نه مرغ می خواهم و نه سیمرغ " و روز دیگر به اسم جنجال انتخاباتی و تمسخر گروه های اصلاح طلب و ندای واویلای مظلومیتتان مردم را قانع بکنید که مردم بروند فیلمتان را ببینند. حتی در فروش این فیلم شما به این هم قناعت نکردید و فیلم خودتان را خودتان کپی کردید!!

بله!

من کپی فیلم اخراجیهای 3 را دیدم. فیلمی که بسیار خوب از روی پرده فیلم برداری شده بود ( آنگونه که من حتی تصور کردم نسخه اصلی فیلم است!)  اما صدای آهنگ زمینه ای بر آن قرار داده شده بود بگونه ای که صحبتهای بازیگران خیلی گنگ و نامفهوم بود. ولی جز این صدای آهنگ نامفهوم و صدای ضبط شده از روی پرده هیچ صدای اضافی دیگری ( اعم از خنده و کف و سوت ) شیده نمی شد! و مشخص بود که این فیلم در سالن بدون تماشاگر فیلمبرداری شده است.

و جای این سوال باقی است که چگونه کسی توانسته است اینقدر دقیق از پرده فیلمبرداری بکند ! اگر اینکار با هماهنگی مسئولین سینما بوده است که نیازی به فیلمبرداری نیست و شخص می توانست نسخه اصلی آن را کپی بکند! و نه فیلم را از روی پرده!

و سوال دوم اینکه چرا آن کسی که این فیلم را پخش کرده است روی آن آهنگ قرار داده است و صدای بازیگران را نامفهوم و گنگ کرده است؟! ( در حالیکه اگر فرض بکنیم صدای تماشاچی هم از سالن به گوش می رسید بازهم صدای بازیگران مفهومتر بود تا اینکه یک اهنگ زمینه روی آن قرار بدهند!!)

آیا این دلیلی نیست بر اینکه فردی که این فیلم را پخش کرده است نمی خواسته است کسی فیلم را از روی سی دی ببینند!

آیا این همان آتش زدن عکس و شکستن شیشه ستاد انتخاباتی حاجی گرینف در فیلم خودتان نیست؟!

شما با این حرکت نشان دادید که حتی طرفداران خود را جزئی از مردم عوام و ساده لوح و جوگیر می دانید!

و در آخر ,  آقای ده نمکی شما با این ساختن فیلمهای با جنبه سیاسی و حاشیه سازی های پوچ که بیشتر همان صدای طبل توخالی شماست ! نمی توانید خود را گول بزنید و بگویید که حرف تازه ای برای گفتن دارید! و نمی توانید با چنین فیلمهایی سینمای ایران را نجات بدهید. سینمای ایران با چنین فیلمهایی به تباهی رفته است. با بسته شدن آزادی فکری و بسته شدن فیلمهای فاخر ! و نمایش فیلمهای گیشه ای و پوچ که فقط تبلیغ و هیاهوی خالی است.

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم فروردین 1390 11:55 توسط و.فرياد... |


دوباره عید اومد و اون سفره مسخره شب عید! سفره ای که هنوز معلوم نیست چه نمادهایی توی سفره اش هست که ما اینقدر جیلیز و ولیز می کنیم برای چیدنش!

یه ماهی بدبخت رو از توی دل رود گرفتیم و کردیمش توی یک تنگ تنگ ( اولی به ضمه و دومی به فتحه روی "ت" بخونید ) و دلمون خوشه که عیدمون شده!

یه روزگاری هم تخم مرغ رنگ شده توی سفرمون بود که این روزها رنگ و لعابش قشنگ شده! ولی نمی دونم چرا هر چی کاز می زنی گل توی دهنت میاد!

یه مشت گندم که می تونست آرد بشه و شکم یه بچه فقیر را سیر بکنه! یا دونه بشه برای روییدن هزار ساقه گندم! ریختیم توی یک ظرف و کردیمش علف هرز و اسمش را گذاشتیم سبزه شب عید! و آخر 13 بدر می اندازیمش توی طبیعت خدا! که بیا این آشغالت رو پس بگیر!

چهار حبه سیر بدبو رو گذاشتیم سر سفره که خوردن یکیش می تونه تا آخر عید دهنمون را پر از بوی عید بکنه! و موقع بازدید عید و روبروسی های عید هزاران لعنت بر روح مردگانمون بفرسته!

یه ظرف سرکه گذاشتیم توی سفره که حتی جرات نمی کنیم یک قاشق ازش بخوریم

یه ظرف سماق بدون کباب هم عجب ضد حالیه توی سفره هفت سین! که من هر وقت می بینمش یاد ضرب المثل معروف " سماق مکیدن " می افتم!

خودم هم آخرش نفهمیدم این  سنجد فلسفه اش توی سفره هفت سین چیه ؟ توی سال یک نفر لب بهش نمی زنه! اما همچین که شب عید می شه می گذارن سر سفره هفت سین و. بعد هم یه دونه از اون را می خورند! تا شب هم یبوست همشون یبوست می گیرند!

ای خدا که ما چقدر بدبختیم! با چهار تا 25 تومنی و 50 تومنی رزق روزی سالمون رو می خوایم درست بکنیم! اره ! درست فهمیدی! منظورم سکه های بی ارزشیه که این روزها شده برکت سفره هفت سین و نماد روزی ما!

 

اخی!  توی این سفره هفت سین که هیچ سینش بدردمون نخورد دلمون به یک سیب سرخ خوش بود که امسال سیب زرد رو جایگزینش کردند!و بهم می گن : سیب که با سیب فرق نداره!!

 

اخه این هم هفت سینه که ما داریم؟

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 12:16 توسط و.فرياد... |


من اخراجیها را نمی بینم! نه بخاطر دل سبزها که دوست دارند تحریمش بکنند! اصلا و ابدا!

نه بخاطر اینکه برخی می گن ده نمکی یه زمانی مردم را کتک می زده ! اصلا به من چه که این مردم را کتک می زده ! من رو که کتک نزده!

من به خاطر چیزهای دیگری این اخراجیهای سه را به سینما نمی روم که برخی از دلایلش را در زیر می خوانید

1- اولا عید نوروز کی می خواد بره سینما؟ اینهمه فیلم و برنامه قشنگ خود تلوزیون پخش می کنه! من پاشم برم سینما !؟

2- من نامزد ندارم! حالا یکی تازه نامزد کرده! می خواد بره سینما با نامزدش حرف بزنه! به اسم اینکه این فیلم قشنگه خرش می کنه می بردش سینما! بعد هم تنها کاری که نمی کنند دیدن فیلمه! من برای چی برم سینما؟

3- توی خونه ما اجیل برای عید خریدیم. تازه می ریم بازدید عید آجیل هم می خوریم. دیگه نیازی نیست برای خوردن یک کلیو تخمه پاشم برم سینما!

4- ده نمکی عادتشه هر چیزی را الکی شلوغش می کنه! اون دفعه اول هم گفت : من نه مرغ می خوام و نه سیمرغ! مردم رفتند ببینند این کیه که توی عمرش مرغ نخورده! وگرنه کی می ره فیلم این رو ببینه؟!

5- من هیچ کسی به جز خودم و بعدش چارلی چاپلین را در طنز قبول ندارم. حالا پاشم برم کارهای سبک سینمایی اینها را که اسمش را گذاشتند طنز ببینم؟ که چی؟ اولا  نه ادمیه که من برم مثلا سبک طنز ازش یاد بگیرم و بعدا بیام در کارهای طنزم ازش استفاده بکنم! ثانیا ادم مهمی هم نیست که بخوام اصلا برم طنزش رو ببینم و نقدش بکنم! الان هم از بی سوژه ای دارم این مطلب را می نویسم! به خدا؟!

6- آنطور که من شنیدم این آقا اومده انتخابات را طنز ( شما بخوانید هزل ) کرده! من نمی دونم این انتخاباتی که خودش خنده دار بوده این چکارش می خواسته بکنه؟ من خودم که وقتی این مناظره ها را می دیدم کلی می خندیم! اما این ده نمکی کی را می خواد داشته باشه از میرحسین و احمدی نژاد و کروبی و رضایی خنده دار تر؟

7-حالا از همه اینها گذشته! من پولم کجا بود برم سینما؟ با این قیمتهای گرون سینما؟ حالا برخی ادمها پولشون از پارو بالا می ره! برخی دیگه هم اینقدر ادمهای عجولی هستند می گن بریم ببینیم چه خبر شده؟ برخی دیگه هم جوگیر می شن می خوان زودتر از همه از قضایا خبردار بشن! برخی دیگه هم توی خونه سینمای خانگی ندارند میرن سینمای خیابانی(!) من که نه جوگیرم نه عجولم نه پول دارم؟ چرا باید برم سینما؟ یکماه دیگه که اومد دی وی دی غیرمجازش را از دست فروش می گیرم با ده تا فیلم فارسی دیگه همش 1000 تومن! می شینم هزار بار می بینمش!

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389 11:45 توسط و.فرياد... |



اولا بعید میدونم این نوشته ها تراوشات مغز خودتون باشه
چون با یه سرچ میفهمی چندین نفر همین مطلب تو وبلاگ هاشون نوشتن که معلوم نیست نویسنده واقعیش چه خصومتی با مدیری داشته و بقیه هم ماشالله آخر ذوق هستند و کپی میکنن!!
فقط برای اینکه مطلبی آپ کرده باشن و یقین دارم به حرفای که کپی میکنن ایمان ندارن! صرفا یه نقد از کار فرهنگی کرده باشن و روشن فکر و آدم حسابی جلوه بدن
عیزم برو به یک تعریف مناسب از هنر برس بعدش نقد کن
اگه مدیری هر کاره دیگه ی هم انجام بده باز این نقد های صد من یه غاز نوشته و کپی میشه
همین نقدت نیاز به نقد داره چون دقیقا مشخص نیست مشکل با مدیریه یا با سبک مدیری!!
این که یک گروه با هم هماهنگ باشن موردی داره؟چرا نمیرین گردن گروه آریان رو بگیرین که چند سال یک گروه دارن کارن هنری انجام میدن!!
اینم بگم هر بار بخوای شخصیت و زحمت کسی رو ضایع کنی اول از همه خودت ضایع شدی
سعی کن مسیرتو عوض کنی!


درود

اینکه این نوشته خودم من است شک نداشته باشید. چرا که من اصلا اهل کپی برداری از وبلاگهای کسی نیستم . اصولا من زیاد وبلاگم را بروز نمی کنم و هر از چند گاهی که سری می زنم حرفهای خودم را می نویسم.

پس نیازی نیست که بخواهم از کسی کپی بکنم یا برایم بازدید زیاد سایت اهمیتی داشته باشد.

اگر کسی هم مطلبی با همین تیتر و یا همین مضمون نوشته است مطمئن باشید کپی برداری از من کرده است و البته من ناراحت نمی شوم چون بهرحال در گسترش فرهنگ کمک کرده است.

در مورد اینکه من خصومتی با مدیری داریم . به شخصه با شخص مدیری من خصومتی ندارم چون اصلا مدیری بدون فیلمهایش کس خاصی نیست که بخواهد خصومت را برانگیزد.

اما با اعتقاداتش بله من به شخصه خصومت دارم! چون این فرد برای هیچ چیزی احترامی قائل نیست و باب شوخی را به هر جایی می کشاند

و این بد است.

هنری هم که برای ما تعریف شده است باید باعث اعتلا و تجلی شود نه باعث بد دهانی و توهین

که متاسفانه ما از طرفداران مدیری جز این را ندیدیم و اینکه افراد مختلف می آیند و گهگاه حرفی زشت و توهینی می زنند و می روند. و اغلب سخنانشان هم جز این نیست که : برو خودت را درست بکن! به مدیری چکار داری؟ شما با مدیری خصومت شخصی داری و...


من یک نقد ادبی کردم و منتظر جواب ادبی و نقدی علمی تر هستم. نه نقدهای بی سر و ته و بیهوده ....

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389 9:28 توسط و.فرياد... |


خوب یک دوست پدر سوخته ای ( نگید من بی ادب شدم ها!! خودتون بخونید می فهمید چرا گفتم پدر سوخته!) یه متنی در نقد نوشته قهوه تلخ به همان چرندی که انتظار داشتیم!! ( نقدی بر سریال قهوه تلخ ساخته جدید مهران مدیری ) نوشت که حیفم اومد به این حیف نون ( باز نگید چرا من بی ادب شدم ها!! خودتون بخونید می فهمید ) جواب ندم!

ایشون این جوابیه را در فایلی برای من ارسال کردند و من هم به ایشون اخطار دادم که جوابشون را در وبلاگ می دم! البته خوب ایشون گویا فکر کردند جوابشون خیلی منطقی هست بلافاصله گفتند: اول متن منو بذار بعد جواب بده! که خوانندگان قضاوت بکنند.

پس قضاوت بکنید!!


باید بگم که نباید اصل طنز بودن ماجرا به دلیل اینکه مردم سطحشون پایینه از بین بره
پس توجیه شما برای گفتتون کاملا غیر منطقی هست که بگیم حالا که سطح مردم پایینه بجای اینکه یک اتفاق اجتماعی رو به نمایش بکشیم بیایم دزد پلیس های رضا عطاران رو بسازیم
درضمن باید قبول کنیم که همه مردم فهمیدند منظور از دعوا برره ای چی بوده و الان هم اصل دعوای برره ای از بین رفته و تنها چیزی که مونده اون نکته آموزشی هست که اون موقع ما بهش دست یافتیم
3.استفاده از کلمات زشت:
البته اینکه شما حیف نان را فحش خواهر مادر میدانید در جای خود ارزشمند است اما حیف نان یک بد و بیراه ادبی است یعنی از اون فحش هایی هست که زیر بازارچه به کار نمیبرن بلکه اکثرا در ادبیات به کار برده میشود
و فکر نکنم بچه های ما بخاطر شنیدن حیف نان بی ادب شده باشند
از اول هم کلمه حیف نان قبح و زشتیی نداشت
ببینید شما میخواهید همه چیز را به خوب و بد تقسیم کنید درصورتی که مسئله خیلی ریزتر است
مهم است که فحش باشد یا نه در چه حدی باشد چه فحشی بگذاریم که اثرگذاری آن در سطح جامعه کم باشد و...
درضمن من فکر نمیکنم اسم ها را مدیری انتخاب کرده باشد!
درباره پدرسوخته و پدر سگ هم
اولا اصلا پدرسگ هیچجا به کار نرفته من این بازی ها با متن رو از سر گذروندم سعی نکن اونو بیاری بغل این تا ملت فکر کنن وای چه خر تو خری شد
باز هم پدرسوخته فحش نیست و ما میبینیم که حتی خود پدرها هم گاهی به بچه
میگویند پدرسوخته زیرا از لحاظ لغوی فحش نیست و حتی خیلی وقت است اصلا به عنوان فحش استفاده نمیشود
این کلمه بخاطر تلمیح زدن به رفتار رضا شاه آمده و خیلی بی معنی است که بگوییم پدر سوخته یک فحش زشت است که به بچه های ما یاد داده شده!
4-مسخره گرفتن زبان پارسی
مهران مدیری در هزارچهره طنزی زد به شاعرانی که زیاد شده اند و هیچی بارشان نیست
مثلا الان این گفت پول آب جدا به سهراب فحش شد؟(آیا این بازی با کلمات نیست و مغرضانه این بحث را نگفتی؟نه خداییش؟)
نه عزیزم همونطور که میبینید مدیری به جای خودش ادبیات پارسی را پاس میدارد در تیتراژ هایش از شعرهای اصیل محلی و قدیمی استفاده میکند طرح سریالش را برعکس خیلی ها با تم کاملا ایرانی میزند درباره تاریخ ایران داستان مینویسد و خیلی کارهای دیگر که دلبستگی این فرد را به ایران و ایرانی نشان میدهد
الان کلا چند نفر در سطح جامعه میگن یاورش را استاد کرده و...؟
باید قبول کنیم که 90 قسمت چارتا مغرض میان حرف هایی میزنند که وای تمدن 2500 ساله از بین رفت دو ماه بعدش همه چیز فراموش میشود
 باید قبول کنیم که فقط خودمان را مسخره کرده ایم و اگر نقدهای تند و تیز خود درباره همین استطلاحات را ببینیم میخندیم!
5-مسخره کردن شهرها و...
ببین عزیز دلم
مدیری بخاط اینکه کمی داستان طنز تر به نظر بیاید سعی میکند از لحجه تهرانی استفاده نکند
باید قبول کنیم که خیلی مسخره است که یک نفر بره یه ده کوره بعد یکی بیاد بگه سلام عزیزم!
اما مدیری برای این کار از یک ترکیب و اسم های مختلف و... استفاده میکنه که به هیچکس توهینی نشه
مثلا در شبهای برره هر قسمت مربوط به یک شهر بود و نهایتا هیچکس از مردم ایران نفهمیدند که آخرش زبان برره ای آیا اصلا تعلق به مکان خاصی داشت یا نه زیرا کلمات از مناطق مختلف و بسیار در هم پیچیده بودند
به عنوان مثال الان برزو خان در قهوه تلخ از یک لحجه ترکیبی استفاده میکند که نمیتوان گفت دقیقا مال کدام شهر است
-درمورد ژوله
این دیگه ته مسخرگی بود
بچه ها بریزید ژوله رو بزنید با فامیلی خودش شوخی کرده
برادر من هرکای یه جنبه میخواد همچین شوخی های ریز و پیش پا افتاده ای به هیچ کس بر نمیخورد اون هم چه برسد به اینکه خودت به خودت بگویی
باز هم از روی غرض ورزی چیزی گفتی که متن طولانی شود و ملت بگویند بابا این چقدر بارشه!
- لطفا تناقضات تاریخی قهوه تلخ رو هم با سند و مدرک رو کنید که ببینیم چرا طنز تاریخی نیست
مسخره ترین بخش:بازیهای یکسان!!!
خودت اینو میخونی نمیخندی؟
____________________________________
کلام آخر:
دوست عزیز از متن هجو و بی معنیتون چندتا استدلال میشد کرد:
1.شما کلا مغرض هستی و دوست داری حوادث رو به سمت خودت بچرخونی و با بازیهای کلامی و طولانی کردن متن فقط میخوای ذهن مخاطبت رو به بازی بگیری پس کلا از درجه نقد نویسی خارجی
2.شما کلا تو عمرت یا دوتا طنز خوب و قوی ندیدی یا اگر دیدی اصلا استعداد طنز فیلم دیدن نداری
میگن توی فیلم دیدن دوتا چیز مهمه:1.کیفیت فیلم 2.کیفیت بیننده
3.شما کلا اهل مظلوم نمایی هستی و میخوای با استفاده کردن از واژه هایی مثل هنر این مرز و بوم و امثال این خواننده را به این فکر واداری که وای این چقد دلش واسه ما میسوزه در صورتی که داری قدرت فکر کردن رو از مردم میگیری

دوست عزیز لطف کن دیگه نقد ننویس همون طنزهایی که مثکه برای گل آقا میفرستادی (که من شک دارم) بفرست و خودتو زیاد اذیت نکن
نقد کار شریف و حرفه ای هست که هرکسی نمیتونه توش دست کنه

با تشکر


خوب نوشته ایشون که مشخص است و من فقط برخی نکات را توضیح می دهم.:

باید بگم که نباید اصل طنز بودن ماجرا به دلیل اینکه مردم سطحشون پایینه از بین بره

سخن قصار این دوست عزیز با این جمله شروع می شه!! من هرچقدر این جمله را مرور کردم ! نفهمیدم من گفتم مردم سطحشون پایینه یا ایشون نظرشون اینه که سطح مردم پایینه!! اگر من گفتم ! کجا گفتم؟ اگر نگفتم! خوب پس از کجا این مطلب اومده؟ و چطور به این مفهوم رسیدند که مردم سطحشون پایینه و درکشون پایینه که این طنز قوی افرادی مانند مهران مدیری را نمی فهمند!! والا تا جایی که ما یادمونه! همین مردم به قول شما سطح پایین مرید و مراد چنین افرادی شدند و توی کوچه و بازار حرکات زشت و لودگی این آقا را تکرار می کردند! و کسانی که چیزی از طنز می فهمند و دستی در نوشتن داشتند نقدهای زیادی بر چنین مهملاتی نوشتند!!

تورو خدا یکی بیاد مارو از این گیجی وجی در بیاره که منظور از مردم کدوما هستند! مردم سطح پایین اونهایی هستند که از مدیری و امثالهم را بزرگ کردند و با لودگی ایشان همراه شدند؟ یا اهالی طنز و نوشتن نقد که کارهای ایشان را نقد کردند!!

پس توجیه شما برای گفتتون کاملا غیر منطقی هست که بگیم حالا که سطح مردم پایینه بجای اینکه یک اتفاق اجتماعی رو به نمایش بکشیم بیایم دزد پلیس های رضا عطاران رو بسازیم

ما نفهمیدیم رضا عطاران این وسط چکاره است؟ یکی (من ) دیگه داره یکی دیگه ( مهران مدیری ) رو نقد می کنه!! بعد یکی ( شخصی که بر نقد من ایراد وارد کرده )  از اون ور اومده به اون یکی دیگه ( رضا عطاران ) گیر می ده ؟!؟!

درضمن باید قبول کنیم که همه مردم فهمیدند منظور از دعوا برره ای چی بوده و الان هم اصل دعوای برره ای از بین رفته و تنها چیزی که مونده اون نکته آموزشی هست که اون موقع ما بهش دست یافتیم

کدوم مردم فهمیدند؟ تا حالا که اونها سطحشون پایین بود و درک طنز مدیری را نمی کردند!! چطور یهو مردم فهیم ایران شدند؟

اهان !! شاید این کشته هایی که مردم دادند و بچه هایی که بخاطر دعوای برره ای مردند!! باعث شد مردم سطحشون بیاد بالا و بفهمند مهران مدیری چی گفته!!!

اما در مورد اینکه دعوای برره ای از بین رفته ! من با شما موافقم!

الان مثلا  پدر سوخته! بدم پدرتو در بیارند پدر سوخته چرا اینکارو می کنی پدر سوخته میدم پدرتو در میارن پدر سوخته و....

یا مثلا : ایکبیری زشت غورباقه زشت و.... 

یا مثلا : یک پسر به پسری دیگه بگه : زنها رو ولش کن حال خودت چطوره؟

جایگزینش شده!!

بهر حال مردم با مد روز باید پیش بروند!! حتی رفتارهای وزین و سطح بالای (!) مهران مدیری را هم که می خواهند تقلید بکنند و تکیه کلامها و تیکهای رفتاری بازیگران طنز را هم که بخواهند انجام بدهند با روز پیش می رود(!) درواقع همین تقلیدهاست که سطح فرهنگی  مردم ما را بالا برده! بطوریکه مثلا در خانواده ای پدری بعد از مدتها که فکر می کرده پدر سوخته ( : ( صفت ) 1- دشنامی است (مراد آنکه پدر شخص منظور در آتش جهنم سوخته باد . ) مقابل پدر آمرزیده 2- بد سرشت بد باطن) نوعی فحش است! حالا به این درک رسیده است که : حتی خود پدرها هم گاهی به بچه میگویند پدرسوخته زیرا از لحاظ لغوی فحش نیست و حتی خیلی وقت است اصلا به عنوان فحش استفاده نمیشود

و این درک بالای پدر و فرزند پدر سوخته اش(!) همه و همه بخاطر سطح بالای طنز مدیری است! و باید دست مریزاد گفت که اشتباه این ادیبان با سطح پایین فرهنگی را به مردم فهماند و به تمام ادیبان ایران معنای واقعی پدر سوخته را فهماند!

این کلمه بخاطر تلمیح زدن به رفتار رضا شاه آمده و خیلی بی معنی است که بگوییم پدر سوخته یک فحش زشت است که به بچه های ما یاد داده شده!

اما در مورد بکار بردن کلمات زشت :

اینکه فقط شما فکر کنید که فحش ناموسی فحش است و ملاک فحش را زیر بازارچه ( احتمالا همانجایی که بزرگ شده اید ) بدانید اشتباهی بس بزرگ است.

درواقع اشتباه شما اول این بوده که اصلا این مقاله را خوانده اید!! این مقاله خطاب به نویسندگانی مانند امیرمهدی ژوله و خشایار الوند و پیمان و مهراب قاسم خانی هاست!  خطاب این نوشته نویسندگان طنز و نقادان طنز ایران است. و در مرحله بعد رئیسان و متولیان امر فرهنگ است! کسانی که داعیه فرهنگ سازی دارند . کسانی که قرار است فرهنگ برای این مرز و بوم بسازند! وگرنه کوچه و بازار که فرهنگش را دارد!!

اما بازهم جای خوشحالی است که لا اقل هنوز فرهنگ جامعه ما بجایی نرسیده است که کلمات رکیک و فحشهای ناموسی قبح و زشتی شان را از دست داده باشند!! که اگر بدست این جماعت لوده باشد!! چنین دلخوشی نیز از ما بزودی گرفته خواهد شد. ( با اشاره به سکانسی که در قهوه تلخ جهانگیر شاه به استاد تاریخ با حالتی خاص می گوید : زنان دربار را ول کن! بگو حال خودت چطور است!! و من حتی شرم دارم که بگویم این حرف یعنی چه!! اما انشاء الله کسی که اینگونه سینه چاک مهران مدیری شده است معنای ان را بفهمد!!) 


4-مسخره گرفتن زبان پارسی

شما شاید سنتان اینقدر نباشد که من گگذری به گذشته بکنم. اما بروید از بزرگترتان درباره برنامه های ترکیبی مهران مدیری بپرسید. در دهه 70 برنامه هایی از تلویزیون ایران پخش می شد که به شعر و ادب ایرانی می پرداخت. یک برنامه ترکیبی مهران مدیری شبیه ان برنامه ساخت که فقط مسخره کردن ان برنامه بود. و جالب این بود که اگرچه همواره برنامه های ترکیبی ایشان یک قسمتی بود و موضوعش تمام می شد! اما این قسمتش در هر برنامه تکرار می شد و مجری برنامه با تمسخر زبان فارسی با این جمله آغاز می کرد : آوردگاه ادب فارسی را به نظاره می نوشینیم ...."

اگر فردی این مجوعه یادش باشد می تواند مهران مدیری و افکارش را بفهمد! و اینگونه سینه چاک وی نباشد که از یک لودگی بی معنا تفسیری به بلندای مثنوی بنویسد!!

مهران مدیری در هزارچهره طنزی زد به شاعرانی که زیاد شده اند و هیچی بارشان نیست
مثلا الان این گفت پول آب جدا به سهراب فحش شد؟(آیا این بازی با کلمات نیست و مغرضانه این بحث را نگفتی؟نه خداییش؟)

مدیری همواره نشان داده است که برای زبان فارسی ( و شعر و لهجه های ایرانی و قومیت و ملیت ) ارزشی قائل نبوده است و در هر زمانی و هر طنزی چنین چیزی را نشان داده است!!

نمونه حاضرش هم پدر شاه جهانگیر شاه که با لحنی مسخره و لودگی خاصی زبان قدیم ایران ( که فارسی سره ) است بیان می کند!! 

در این مورد خاص هم من غرض ورزی نسبت به مدیری ندارم که بخواهم مغرضانه به کسی نقدی بنویسم! و اگر تنفری هم هست بابت اینگونه مسائل است!! من نه یک شاعرم که توسط ایشان مسخره شده باشم! و نه شعرم را ایشان به سخره گرفته است!! اما انچه که مدیری نشان داد و ما دیدیدم! سخره گرفتن شاعران و شبهای شعر بود ( با ساختن تیپهای شاعرانی که به مسخره شعر می گفتند ) و اگر دقت می کردید در ان سریال مهران مدیری در نقش پلیس و نقش دکتر هم ظاهر شده بود و تیپهای پلیس و دکترهای اطراف مدیری تیپهای جدی و سنگین بود اما برعکس به همان مقدار شاعران اطراف مهران مدیری مسخره و لوده بودند!!

الان کلا چند نفر در سطح جامعه میگن یاورش را استاد کرده و...؟
باید قبول کنیم که 90 قسمت چارتا مغرض میان حرف هایی میزنند که وای تمدن 2500 ساله از بین رفت دو ماه بعدش همه چیز فراموش میشود

اهان!! پس اصل بر فراموشی است!! پس از فردا ما به هر مجلسی باد معده را هم ازاد بکنیم! چون این باد معده طول فراموشی اش دوماه کمتر است و بعد ا چند روز فراموش می شود!!

البته من هنوز متوجه نشدم من جزو سطح پایینهای جامعه ام یا سطح بالاهاش!! که هنوز یاورش را استاد کرده را یادمه!! 

 باید قبول کنیم که فقط خودمان را مسخره کرده ایم و اگر نقدهای تند و تیز خود درباره همین استطلاحات را ببینیم میخندیم!

ما باید قبول بکنیم که رفتار زشت , زشت است! و مسخره نقادانی نیستند که زشتی را به نقد می کشند! بلکه مسخره کسانی هستند که طینتشان زشت است و زشتی را تبلیغ می کنند!!

ببین عزیز دلم
مدیری بخاط اینکه کمی داستان طنز تر به نظر بیاید سعی میکند از لحجه تهرانی استفاده نکند

همین مشکل ما نویسندگان نقد است ! همین جمله ای که شما به آسانی به زبان می اورید؟

چرا طنز به جایی رفته است که هر کس می خواهد وقتی داستان طنز به نظر بیاید لحجه ای غیر تهرانی باید در سریالش بکار ببرد؟

چرا وقتی کسی می خواهد طنزی بسازد باید لری مسخره شود! ترکی خر شود!! 

چرا یک نفر مثل شما فکر می کند که همه مردم ایران که لهجه ها و قومیتهای مختلفی دارند باید تمسخر امثال تهرانی ها شوند!!

می دانید چرا؟ چون ارزشها رفته است؟!

چون یک فرد تهرانی که معمولا خود یا پدران و اجدادش ( حداکثر در 100 سال قبل ) از شهر و دیار خود سفر کرده است و حتی حاضر نیست با لهجه گذشته خود حرف بزند خود را با فرهنگ می داند!!

کسی که بی اصل و نسب است شده است داعیه فرهنگ ما!!

مشکل ما همین است !!

یکی که  اهل هیچ دروغ و دغل بازی نیست می شود سر ساده!! و یک گروه دغل باز و دزد می شوند زرنگ!!

یکی که قومیت خود را پاس داشته است و به زبان مادری صحبت می کند می شود ترک خر و ترک سوسک!! و دیگری که اصل و نسبش هم معلوم نیست می شود آدم!!!

و قس علی هذه!! برای اصفهانی و شیرازی و رشتی و ....

اگر باید طنزی باشد ! و خنده ای باشد باید افرادی به نقد کشیده شوند که بی هویتند!! نه انان که هویت و زبانشان را حفظ کردند!

اما مدیری برای این کار از یک ترکیب و اسم های مختلف و... استفاده میکنه که به هیچکس توهینی نشه
مثلا در شبهای برره هر قسمت مربوط به یک شهر بود و نهایتا هیچکس از مردم ایران نفهمیدند که آخرش زبان برره ای آیا اصلا تعلق به مکان خاصی داشت یا نه

جواب این سوالتان را که دادم. اساسا گویا فقط شما نفهمیدید یا خود را به نفهمی زدید!! این لباس و  زبان بررره ای تمسخر کامل زبان لری بود و فقط جان نسار بود که در این سریال لهجه ترکی داشت!!

پس بهتر است نفهمی خودتان را تعمیم به مردم نکنید!!

به عنوان مثال الان برزو خان در قهوه تلخ از یک لحجه ترکیبی استفاده میکند که نمیتوان گفت دقیقا مال کدام شهر است

در حال حاضر هم برزو خان دقیقا لهجه لری ( بروجردی ) را تقلید می کند و برای اینکه شما دوباره دچار فراموشی نشوید و فردا منکر نشوید بهتر است سری به بروجرد بزنید تا ببینید که لهجه و کلام ایشان دقیقا لهجه انجاست!! ( شما شاید دور از این مناطق باشید اما چون من در نزدیکی ان زندگی می کنم به شما اطمینان می دهم این لحجه لری است )

ضمن اینکه بازهم دکتر دربار با لهجه ترکی صحبت می کند ( این را لا اقل هر احمقی می فهمد! حتی اگر سری به تبریز و اردبیل نزده باشد!!)

درمورد ژوله
این دیگه ته مسخرگی بود
بچه ها بریزید ژوله رو بزنید با فامیلی خودش شوخی کرده
برادر من هرکای یه جنبه میخواد همچین شوخی های ریز و پیش پا افتاده ای به هیچ کس بر نمیخورد اون هم چه برسد به اینکه خودت به خودت بگویی

احسنت. پس دلیل اینکه پدرتان به خودش لعن می کند ( به سرش می گوید پدر سوخته!! و این بدین معناست که خودش به خودش گفته که در اتش جهنم سوخته است !) برای همین است!!

خوب انتظاری بیش از این از افرادی با سطح فرهنگی شما نمی رود!!

اما همانطور که قبلا من توضیح دادم!! کسی که خودش و اصالتش را به سخره بگیرد! کسی است که بی اصل و نسب است!  انتظار بهتری از این افراد برای ساختن مجموعه های طنز نمی رود!! ( و البته بینندگان سینه چاک آن!)

مسخره ترین بخش:بازیهای یکسان!!!
خودت اینو میخونی نمیخندی؟

ما زمانی که طنز می نویسیم هم به طنز خودمان نمی خندیم! چه برسد به اینکه طنزی را نقد می کنیم! یک طنز نویس هیچگاه به طنزش نمی خندد چون عمق فاجعه را می فهمد! چون درباره چیزی طنز می نویسد که برای او درداور است و دردش را با زبانی ظریف می نویسد! یک خواننده طنز هم اگر مفهوم طنز را بفهمد ریشخندی به تمسخر می زند! اما انکس که به طنزی قهقهه می زند مفهوم طنز را نفهمیده است!!

کلام آخر:
دوست عزیز از متن هجو و بی معنیتون چندتا استدلال میشد کرد:

و در جواب کلام اخرتان :

1-مغرض برای غرض ورزی باید دلیل داشته باشد! و ما دغدغه ای جز بالابردن شعور مردم نداریم!

2-اگر چنین طنزهایی به قول شما قوی هستند ! همان به که ندیده بودیم و می مردیم! اما افسوس  که دیدیم!! و حیف که شما کمدی های سخیف چارلی چاپلین و ... را ندیدی!

3- مظلوم نمایی ستمگر می خواهد و مستضعف!! پس این مظلوم نمایی را شما به حساب این بیاورید که ظلمی از مدیری و گروهش  روی داده است و ما نیز چاره ای جز قلم نداشتیم!!

اما توصیه اینکه من به نوشتن طن روی بیاورم و از نقد دست بکشم! توصیه ای خوب بود!

اما چه سود وقتی افرادی مثل شما جامعه ای را تشکیل می دهد که امثال مدیری را با کیومرث صابری می سنجید!! و چه سود زمانی که برای آنقدر نقدهای ما به کام افرادی مثل شما تلخ می آید که برای فرار از واقعیتها ما را محکوم به تبعید در نوشتن مجلات طنزی می کنید که حتی یکبار هم ورقش نزده اید!!

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 3:33 توسط و.فرياد... |


قصد داشتم این نقد را ننویسم. به چند دلیل.

اول اینکه  چون این سریال با یک سری بازیهای سیاسی همراه شده است و عدم پخش ان در تلویزیون باعث یک موج  از مخالفت ها و موافقتهای سیاسی با این سریال شده است. و هرگونه نقدی در حال حاضر از دید عده ای غرض ورزانه و ناعادلانه و حزبی دیده می شود

دوم اینکه متاسفانه از انجا که کارهای سبک و بی محتوای کمدی ( یا همان طنز روتین تلویزیونی ) سالها در اختیار همین افراد بوده است و باعث شده است مردم ما درک دقیقی از مفهوم طنز نداشته باشند و این کارهای سبک در نظر انها شاهکارهای طنز به چشم بیاید . و نقد ما در نظر آنها اصلا معنا و مفهومی نداشته باشد.

اما چه می شود کرد که یک نویسنده وظیفه اش آگاه ساختن عموم جامعه است و اگرچه می دانم ممکن است نوشتن این طنز مخالفتهای بسیاری را در پی داشته باشد اما چاره ای جز بیان آن نیست. چون من محکوم به نوشتنم!


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مهر 1389 17:38 توسط و.فرياد... |


اوایل که میر حسین وارد انتخابات شد گفتم دمش گرم! دیر اومد اما خوب اومد! یه سری هم رفتم ستاد انتخاباتیش تا اونجا فعالیت کنم!

اما تا رفتم یه تیکه پارچه سبز بهم دادند گفتند ببند دستت!

گفتم مگه من علیلم؟ یا خدایی نکرده مریضی نا علاج دارم؟ این دستبندا رو کسانی می بندند که می خوان شفا پیدا بکنند! اصلا خود میرحسن نیاز به شفا داره! اون اگر عقل داشت 4 سال پیش می اومد که احتمال رای اوردنش زیاد بود! نه الان!

آره جونم واستون بگه وقتی ما این حرکتشو دیدیم و دیدیم ستاد انتخاباتیش شده امامزاده و به هر کسی دستبندی می دن که شفا پیدا بکنه! گفتیم ای بابا! خاک بر سر ملتی که از میر حسین شفا بخوان!ول کردیم و اومدیدم بیرون!

اصلاحاتی که بخواد با امثال میر حسین درست بشه! بهتر از این نمی شه!


+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 15:57 توسط و.فرياد... |


بالاخره بعد از مدتها برگشتیم تا بنویسیم

بنویسیم تا بدانیم که هستیم ! با یکم شوخی شروع کنیم

چطوری گوگولی؟

ای بابا انگار دست طنزمون هم خراب شده اه! یکم لوس شدم اما بر می گردم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 11:8 توسط و.فرياد... |


یکی دیگه از دیگر نشانه هایی که باید در طنز به ان اشاره کرد نقطه است!

تک نقطه!

یک نقطه می ذاری و تمام! مثلا

بابا اب داد. یعنی همین ! یعنی بابا اب داد و تمام! یعنی دنبال چی می گردی ؟ بابا اب داد دیگه! بابا جان بابا اب داد دنبال چی هستی؟ تموم شد رفت! ای بابا برو دنبال کار خودت دیگه! بابا اب داد اگر مردی تو هم برو اب بده!

دو نقطه

دو نقطه نداریم! مثلا

بابا اب داد.. این مثال اشتباهه چون دو تا نقطه نداریم! اقا جان می گم دو تا نقطه نداریم ! حالا هی گیر بده!!!

اما می رسیم به سه نقطه! این سه نقطه دو معنی داره که بستگی داره!!!

یکی معنی فحشه یکی هم یعنی این قصه سر دراز داره!!!

در مورد اول که ماجرای دبناله دار بودن موضوعه یعنی همینطور یک ماجرا ادامه داره مثلا

بابا اب داد ... بدین معنا که بابا مدام اب می ده یا اینکه بابا اول اب داد بعد نان داد بعد انار داد بعد هزار تا وسیله دیگه داد و تا اخر عمرش مدام اینکار را تکرار می کرد

از این علامت مواقعی استفاده می شه که نویسنده می خوای یه چیزی رو بگه اما حوصله نوشتن نداره! مثلا در مورد بالا نویسنده که بیکار نیست برای خواننده همه این موارد رو بنویسه که بابا اول اب داد بعد نان داد بعد انار داد بعد ....

اما سه نقطه در معنای فحش!

اول یه توضیح بدم که در طنز ما می تونیم  حسابی فحش بدیم اما نباید حرف بد از دهنمون بیرون بیاد برای همین هم بجاش از سه نقطه متوالی استفاده می کنیم البته در تلویزیون بجای ان  بوق می ذارن که در اینجا هم می توان استفاده کرد مثلا

مردکه .... تو .... نمی کشی پدر .... من حالیت می کنم که با کی داری حرف می زنی ... من حرف دهنم رو بفهمم یا تو ....

به این معنا که....

مردکه  بوق تو بوق نمی کشی پدر بوق من حالیت می کنم که با کی داری حرف می زنی بوق من حرف دهنم رو بفهمم یا تو بوق

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387 15:11 توسط و.فرياد... |


علامت ترکیبی تعجب و سوال

در ادبیات طنز ما گاهی مجبور می شویم علامت سوال و تعجب را با هم مخلوط کنیم و یه اشی به خواننده بدیم که ....

به مثال قبل برمی گردیم و با مثال توضیح می دم

بابا اب داد؟ واضح و گویا ! ایا بابا اب داد؟

بابا اب داد؟! با تعجب همراه است! ایا بابا اب داد؟ بعیده!!

بابا اب داد!؟ به معنی بعیده بابا اب داده باشه! چرا؟

بابا اب داد؟!؟ انگار از این سوال خودش شاخ در اورده و منظور نویسنده اینه که دارم شاخ در میارم بابا اب داده باشه!!

بابا اب داد!؟! تعجبی بیش از حد ! شاید این تعجب به خاطر این باشه که اصلا نویسنده بابا ندارد!

بابا اب داد!؟!؟ تعجب واقعا فوق العاده! و نویسنده منظورش این است که اصلا مفهوم بابا و اب و داد رو نمی فهمه!!

؟!؟!؟!...؟!؟؟!؟!!...!!!!!!؟؟....؟!!

یا هر ترکیب دیگری از این علامات مفهومی در طنز ندارد و فقط باعث خسته شدن چشمان خواننده می شود و برای چشم مضر هست بنابراین استفاده نکنید!

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 14:54 توسط و.فرياد... |


X

هجویه سکوت نگرشی طنز بر جامعه ای است که در ان زندگی می کنید....

و.فریاد...


Home
Email
Night Skin

Archives

فروردین 1390

اسفند 1389

آذر 1389
مهر 1389
خرداد 1388
دی 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387



Links

سایت تخصصی ریاضی گستر


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه


آمار وبلاگ
کاربران آنلاین:
بازديدها :